بیع یکی از عقود معین و مشخص شده در قانون مدنی و حقوق ایران می باشد و در زبان فارسی به معاملات خرید و فروش بیع گفته می شود که در این مقاله به توضیح عقد بیع و شرایطی که لازم است تا عقد بیع ایجاد شود میپردازیم

عقد بیع
بیع طبق ماده ۳۳۸ قانون مدنی عبارت است از «تملیک عین به عوض معلوم» به عین فروخته شده یا همان کالای فروخته شده مبیع و به عوضی که بابت فروش مال از خریدار دریافت میشود منظور همان پول ثمن میگوییم برای تشخیص اینکه کدام یک از عوضی ثمن و کدام یک مبیع است باید به قصد مشترک طرفین مراجعه کنیم که کدام مال محوریت دارد آن عوضی که محوریت دارد مبیع است
ضرورتی ندارد که عوضی که در تعریف عقد بیع گفته شد پول باشد اطلاق ماده بر آن است که این عوض میتواند کالا یا خدمات یا حق الامتیاز باشد
چنانچه به یک قنادی سفارش پخت یک کیک داده شود مورد از مصادیق عقد بیع میباشد اما اگر آشپزی را برای پخت کیک در خانه به خدمت بگیریم مورد اجاره خدمت خواهد بود
باید توجه داشت که در عقد بیع مبیع حتماً باید عین باشد و نمیتواند دین منفعت یا حقوق مالی باشد اما در خصوص ثمن چنین محدودیتی وجود ندارد بنابراین لازم نیست ثمن عین باشد بلکه میتواند یک حق مالی یا دین باشد
اگر تعیین مقدار ثمن به ثالث واگذار شود یعنی هم بایع و هم مشتری هر دو به ثالث وکالت دهند که ثمن را تعیین کند در این صورت ثالث نماینده طرفین است و عقد با ایرادی مواجه نیست اما بعد از تعیین آخرین رکن بیع یعنی بعد از آنکه ثالث ثمن را تعیین نماید عقد منعقد میشود
عقد بیع عقدی لازم است
مبایعه نام سند مثبت بیع فروش است بنابراین با تحقق بیع مالکیت مبیع از فروشنده به خریدار منتقل میشود در حالی که قولنامه سندی است حاکی از تعهد به انشای عقدی نظیر بیع در آینده
هرگاه قصد طرفین بر آن باشد که یکی از دو عوض مبیع و دیگری بهای آن باشد قرارداد مذکور بیع است و چنانچه خواسته باشند دو چیز را به هیچ امتیازی با هم مبادله کنند توافق آنها تابع عقد بیع نخواهد بود
شرایط عقد بیع
در بیع کلی بایع تعهد دارد که مصداق مبیع را تعیین کند و با تعیین مصداق تملیک محقق میگردد اما در تعهد به بیع همان قولنامه بایع متعهد میگردد که مال مورد توافق را به متعهد له ( کسی که به نفع او بیع صورت گرفته) بفروشد و پیش از آن بیعی محقق نشده است.
پس از توافق بایع (فروشنده) و مشتری در مبیع و قیمت آن عقد بیع به ایجاب و قبول واقع میشود
یکی از شرایط عقد بین معلوم بودن مبیع است به عبارت دیگر مقدار و جنس و وصف مبیع باید معلوم باشد و تعیین مقدار آن به وزن یا عدد یا مساحت یا مشاهده تابع عرف میباشد. مجهول ماندن هر یک از موارد موجب بطلان بیع است مثال ماده فوق در مورد فروش میوه را میتوان دو کیلو (مقدار) سیب (جنس) لبنانی (وصف) دانست
معامله که در آن مبیع مبهم یا مردد باشد اصولاً باطل است و این معامله را در فقه اسلامی غرری مینامند و منظور از غرر خطری است که عرف آن را نمیپذیرد
مبیع عین معین باید به نحوی در خارج معین گردد که قابل اشاره باشد البته ضرورتی ندارد که خریدار آن را ببیند و ممکن است رفع جهل به طریقی غیر از مشاهده صورت گیرد
هرگاه اشیایی که یکی از آنها مورد بیع واقع شده از نظر ارزش اوصاف یکسان باشد مانند پرایدهای صفر کیلومتر مشابه موجود در یک نمایشگاه ماشین بیع صحیح و مبیع به منزله کلی میباشد
قابلیت تعیین مبیع در آینده برای صحت عقد به کفایت میکند مانند فروش اسب برنده مسابقه
تعیین اوصاف اصلی کافی است و برای صحت بیع لازم نیست تمام اوصاف معلوم باشد
اگر فروشنده به خریدار پیشنهاد فروش یکی از دو چیز را با ارزش نابرابر بدهد و بهای هر یک را معین کند و به مشتری اختیار دهد تا هر کدام را که میخواهد برگزیند هر کدام را که خریدار انتخاب کند بیع نسبت به همان واقع میشود
دیگر از شرایط عقد بیع اهلیت قانونی طرفین میباشد هر یک از بایع و مشتری باید علاوه بر اهلیت قانونی برای معامله اهلیت برای تصرف در مبیع یا ثمن را نیز داشته باشد منظور از اهلیت قانونی (عقل بلوغ و رشد) است و منظور از اهلیت تصرف اختیار تصرف در موضوع تعهد است به عنوان مثال تاجر ورشکسته اهلیت قانونی انعقاد عقد بیع را دارد ولی اختیار تصرف در اموال خود را ندارد
بیع چیزی که خرید و فروش آن قانوناً ممنوع است و یا چیزی که مالیت یا منفعت عقلایی ندارد و یا چیزی که باید قدرت بر تسلیم آن ندارد باطل است بنابراین مبیع باید مالیت داشته باشد باید منفعت عقلایی داشته باشد
بیع مال موقوفه اموال عمومی مواد مخدر و عتیقه را میتوان مصداق این موضوع دانست همچنین هرگونه مبادله یا خرید و فروش ارز خارج از سیستم بانکی و یا صرافی مجاز ممنوع است.

چنانچه بایع خود را در حین انعقاد عقد بر تسلیم مببع قادر بداند یا قادر نشان دهد اما در واقع قادر نباشد وی باطل است
ناتوانی موقت بایع در تسلیم مبیع موجب بطلان نیست و در صورت جهل خریدار موجب حق فسخ خواهد بود مگر آنکه تسلیم مبیع در زمان خاصی شرط شده باشد مانند تسلیم غذای عروسی که در این صورت عقد منفسخ میشود
مقدورالتسلیم بودن از اوصاف مبیع است نه فروشنده یعنی اگر فروشنده به دلیل شخصی نظیر بیماری یا ورشکستگی نتواند مبیع را تسلیم کند بیع باطل نخواهد بود منظور از غیر مقدور بودن عمل مورد معامله که از جهات بطلان معامله است این است که هیچکس نتواند آن را انجام دهد در صورتی که عدم قدرت نسبی باشد یعنی امری که متعهد قادر به انجام آن نیست ولی شخص دیگری برام قادر است عقد صحیح است و متعهد له میتواند اولاً خسارت تاخیر مطالبه نماید ثانیاً تعهد را به خرج متعهد توسط خود یا دیگری اجرا کند
سوالات متداول
آیا در عقد بیع یکی از شرایط آن معلوم بودن و معین بودن مبیع میباشد؟
بله یعنی اگر فروشنده مالک چند دستگاه آپارتمان باغ و ویلا است باید در قرارداد معین شود که قصد فروش کدام یک را دارد در غیر این صورت بیع واقع نمیشود
مشروعیت جهت معامله در شرایط عقد بیع به چه معنا است؟
منظور از کلمه مشروع ممنوع نبودن از طرف قانون است بنابراین هر عمل که از طرف قانون منع نشده باشد مشروع است


